ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
34
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
فصل 2 در تجرد و بقاى نفس دربارهء تجرّد و بقاى نفس بعد از جدا شدن از بدن شك و ترديدى نيست . امّا ادلَّهء مطلب اوّل ، يعنى غير جسمانى بودن آن ، عبارتند از : 1 ) هيچ جسمى صور و اشكال متعدّد نمىپذيرد زيرا هر صورت يا شكلى در جسم با آمدن صورت و شكل تازه از ميان مىرود تا جاى خود را به آن صورت جديد بسپارد . امّا نفس صور متعدّد و مختلف ، اعمّ از محسوسات و معقولات ، را مىپذيرد بىآنكه با آمدن يكى ديگرى زائل شود ، بلكه هر گاه صورتى را پذيرفت استعداد و نيروى بيشترى براى قبول صورت ديگر پيدا مىكند ، و به همين دليل با ورزشها و ممارستهاى فكرى و كثرت انديشيدن و نظر كردن ، قوّهء ادراك اشياء و امور بيشتر مىشود . پس ثابت شد كه نفس غير جسمانى است . 2 ) حصول ابعاد سه گانه براى جسم جز به اينكه داراى طول و عرض و عمق باشد قابل تصوّر نيست و حصول رنگها و طعمها و بوها براى جسم جز به اينكه داراى رنگ و طعم و بو شود متصوّر نيست ، لكن همهء اينها را نفس و قوهء واهمه ادراك مىكند بدون اينكه داراى طول و عرض و عمق و رنگ و طعم و بو گردد ، و نيز حصول بعضى از اين عوارض براى جسم مانع حصول ضدّ و مقابل آن است و حال آنكه حصول اينها در نفس مانعى ندارد بلكه در آن واحد همهء آنها را يكسان ادراك مىكند ( 1 ) . .
--> ( 1 ) يعنى در آن واحد مىتواند مثلا سفيدى و سياهى و شيرينى و ترشى را تصور كند . م .